نوشته‌ها

راهبردهای حل مسئله قسمت پنجم

زیر مسئله

میمون گرسنه ای را در اتاقکی نگه می دارند ناگهان در بیرون اتاقک موزی را  می بیند که روی زمین افتاده است . میمون دستش را لابه لای میله ی اتاقک بیرون می برد ولی دستش به موز نمی رسد در بیرون اتاقک یک قطعه چوب نیز روی زمین افتاده است به طوری که دست حیوان به آن می رسد ولی میمون در ابتدا توجه نکرد . ناگهان به هیجان می آید چوب را بر می دارد و آن قدر تلاش می کند تا با وسیله ی چوب موز را به دست می آورد و می خورد .

در این ماجرا تفکری ریاضی گونه مربوط به حل مسئله وجود دارد . در واقع میمون دو مسئله را حل کرده است .

الف )) برداشتن موز        ب ) برداشتن چوب

مسئله ی   الف    قبل از مسئله   ب   وجود داشت ولی حل مسئله ی   ب   راه را برای حل   مسئله ی اصلی   الف   باز کرد.

خیلی از مسائل به ظاهر مشکل و پیچیده را می توان به مسئله های ساده تر تقسیم کرد وقتی مسئله های ساده و کوچک حل شوند مسئله ی اصلی نیز حل می شود . بعضی از مسئله ها زیر مسئله های زیادی دارند . پس قبل از حل کردن هر مسئل می توانید فهرستی از زیر مسئله ها ی آن تهیه کنید . این کار به فکر شما نظم می دهد و حل مسئله ی اصلی را برایتان آسان می کند

مثال :

احمد ۲۰۰۰ تومان پول دارد او او می خواهد ۸ دفترچه  بخرد و با همه ی باقی مانده ی پولش مداد بخرد . قیمت هر دفترچه ۱۳۵ تومان و قیمت هر مداد ۳۰ تومان است او چند مداد می تواند بخرد و چه قدر برایش باقی می ماند  .

پاسخ :

این مسئله از چند مسئله ساده و کوچک به وجود آمده است اگر ان ها را مشخص و حل کنید حل مسئله اصلی برایتان آسان می شود .

۱ – برای خرید ۸ دفترچه چه قدر پول لازم است ؟    ۱۰۸۰=۱۳۵*۸

۲ – بعد از خرید ۸ دفتر چه چه قدر پول باقی می ماند ؟۹۲۰=۱۰۸۰-۲۰۰۰

۳ – با پول باقی مانده چند مداد ۳۰ تومانی می توان خرید و چه قدر باقی می ماند ؟   که ۹۲۰ را بر ۳۰ تقسیم می کنیم میشود ۳۰ مداد و ۲۰ تومان هم باقی می ماند

راهبردهای حل مساله قسمت چهارم

راهبردهای حل مساله

قسمت چهارم

مسئله ی ساده تر و مرتبط

بعضی از سوال ها به نظر دشوار و پیچیده اند و حل کردن آن ها در حالت کلی یا با اعداد بزرگ و غیز معمول بسیار سخت به نظر می رسد اما اگر مسئله را ساده کنیم یا در حالت خاص یا ساده شده به بررسی آن بپردازیم راه حل مسئله را پیدا می کنیم همین راه حل را می توان با توجه به رابطه یا الگویی که وجود دارد به مسئله اصلی مرتبط کرد پس در بعضی مسئله ها به جای عدد های خیلی بزرگ یا کسری و اعشاری از عدد های طبیعی و کوچک استفاده می کنیم تا مسئله ساده تر و قابل درک تر شود . مثلا به مسئله ساده ی زیر توجه کنید

در کارخانه ای از سنگ معدن ۴تن مس در سال تولید می شود . کل تولید این کارخانه در دوسال و نیم چند تن است ؟

برای درک بهتر مسئله آن را با عدد های طبیعی و کوچک ساده می کنیم :

۴ تن در یک سال در ۲ سال چند تن ؟ ۸=۲×۴

پس در مسئله اصلی باید ۴تن را در ۲٫۵ سال ضرب کنیم

مثال ۲:

سارا از ابتدای صف نفر صد و نود و هفتم و از انتهای صف نفر دویست و پنجاه و نهم است در این صف چند نفر ایستاده اند؟

مسئله را با به کار بردن عددهای کوچک تر ساده می کنیم . سارا از اول صف نفر سوم و از آخر صف نفر چهارم است . در این صف چند نفر ایستاده اند ؟

نتیجه این است که تعداد نفراتی که در صف ایستاده اند یکی کم تر از مجموع ۴+۳ است . پس در مسئله اصلی دو عدد را با هم جمع می کنیم و یکی از مجموع آن ها کم می کنیم

۴۵۶=۲۵۹+۱۹۷

۴۵۵=۱-۴۵۶